کنج خرابه

کنج تاریک خرابه / دل کوچیکش گرفته

صحنه ی خیمه و آتیش / از دلش هنوز نرفته

 

چه قیامتی به پا بود / همه چی به رنگ خون بود

شاهد اون همه غربت / زمین بود و آسمون بود

 

تو غبار سم اسبا / نمیشد هیچی رو خوب دید

همه چی تیره و تار بود / حتی آسمون و خورشید

 

عمه جان به گریه میگفت : / نزنید این بچه ها رو ...

اینا یادگار عشقند / ببینید نور خدا رو !

 

اما ... نه .... نمیشنیدن / شایدم خوب نمیدیدن

تا ابد واسه همیشه / لعن و نفرین و خریدن

 

دید سکینه رو که گریون / خون رو گردنش روون بود

دست گرفته بود به گوشش / نگاهش به آسمون بود

 

گوشواره اش مال خودش بود / هدیه ی قشنگ بابا

خدایا اینا کی هستن / چی میخوان از جون ماها

 

جیغ کشید ....یه تازیانه / گریه کرد ... یه تازیانه

عمه رو صدا میکرد و / هی کتک بود بی بهانه

 

زخم تازیانه بد بود / یه جوری سوزنده و داغ

اما عمه جای اونها / هی میخورد ترکه و شلاق

 

دیگه نا نداشت بناله / زبونش خشک و چشاش تر

هی نگاه میکرد به اطراف / گاهی اینور ... گاهی اونور

 

نمیدونست چرا نیستند / اون عموهای دلاور

عمو عباس شجاعش  / داداشش علِی اکبر

 

رفته بودن که بجنگن / با یه لشکر آدم بد

پس چرا بر نمیگشتن / ببینن دشمن اونو زد

 

نمیدونست  توی صحرا / چند روزه آواره هستن

نمیدونست چرا اینها / دست و پاهاشونو بستن

 

اون سرا چی بود جلوشون / عمه جان میگفت نبینید

میگفت از خاک بیابون / تو خیال لاله بچینید

 

علی اصغرش کجا موند / مادرش اینهمه بیتاب

پس چرا شیرش نمیده / حالا که خورده یکم آب

 

********************************

کنج تاریک خرابه  / دل کوچیکش گرفته

به سر این تن خسته  / چه مصیبتایی رفته

 

رد اشک رو گونه هاشه / جای تاولاش میسوزه

برای دیدن بابا / چشاشو به در میدوزه

 

خواب میاد تو چشم خیسش / بابا رو براش میاره

روی زانوهای بابا / می چینه ماه و ستاره

 

وقتی بابا هست کنارش / همه چیزا بهترینه

نه کسی زخمیه پاهاش / نه کسی سیلی  می بینه

 

می پره از خواب نازش  / می بینه کنج خرابه است

تو دلش هزار تا حرف و / تو سرش چند تا خطابه است

 

دیگه طاقت نمیاره  / اون دل کوچیک و خسته

میگه از دلتنگیاش و / میگه از قلب شکسته :

 

" دوری بابا منو کشت / عمه جان بی طاقتم من "

" کی میاد چشم و چراغم ؟  / عمه جان ناراحتم من "

 

" بابا که تنها نمیذاشت / ماها رو پیش غریبه "

" اونم این غریبه ها که / کینه اشون خیلی عجیبه "

 

ناله های اون سه ساله  / میرسه به نا نجیبا

میارن تو تشت زرین / سر خون آلود بابا

 

وا حسین و وا حسینا / عاشورا میشه دوباره

می زنه آتیش به دلها / یاد اون تن های پاره

 

باورش نمیشه انگار / که بابا چشماشو بسته

می کشه دست نوازش / رو سر بابای خسته

 

میگه از رنج اسیری / میگه از شکایتاشون

میگه  از مردای نا مرد / میگه از جنایتاشون

 

میگه از غصه و غمهاش / تا نفس داره تو سینه

اشک میاد توی نگاهش / به یاد شهر مدینه

 

دختر ناز سه ساله  / ساکت و آروم و معصوم

جون میده کنار بابا / بابای شهید و مظلوم

 

 

/ 9 نظر / 86 بازدید
تبسم

سلام!چه خوب که نوشتید. این محرم مهر سکوت شما را هم شکست؟

سعیدی راد

نوحه دوم: برای امام حسین (ع) ملودی اول: صدای پای ارباب ! /دلا رو می سوزونه حریم قشنگ اون / دلا رو می سوزونه ...... ملودی دوم: کربلای تو عرش برینه / سینه چاک تو روح الامینه!...

سعید ربیعی

سلام یه حسی از ته قلبم توی چشم تو جا مونده کجا پیدات کنم آخه تو این تهران وامونده؟! بایک ترانه به روزم و...

رفیق دلسوخته

با سلام قشنگ بود

قلی

کجاستی؟ از قلمت لذت می بردم و محرومم کردی......نفرینت میکنم خدااز جهنم محرومت کند

شکوفه یاس

سلام محبت مهربان به یاد مولا امام حسین و شهدان کربلا و ادامه دهندگان راه آنان ... سلام و صلوات خدا بر آنان باد ... باشد که بشناسیم راهشان را و گام بگذاریم در مسیری رو به نور و حقیقت ... محبت مهربان ... همان صادقانه آشنای دیرینه خوشحالم که دوباره یافتمت دوست مهربانم

محسن

سلام. فوق العاده بود لذت بردم

...

سلام

قلی دوره گرد

سلام خواهر مهربان . درسته که خانه قبلی من تارعنکبوت گرفته ولی درخانه جدید زندگینامه واقعی خودم رانسبتا مرتب مینویسم تا .......زمان به پایان میرسد.